![]() |
![]() |
|
|
مريد به مرادش گفت: "من بيشتر روزم را به فكر كردن به چيزهايي كه نبايد به آنها فكر كنم و غرق شدن در آروزهايي كه نبايد در سر بپرورانم و خيال بافي هاي بيهوده گذرانده ام." مرشد شاگردش را به پياده روي در جنگل پشت خانه اش دعوت كرد. در راه، مراد گياهي را به مريد نشان داد و پرسيد: "اين چه گياهي است؟" مريد جواب داد: "بلادونا. گياهي سمي كه مي تواند هر كس را كه آن را بچشد بكشد." مراد گفت: "اما نمي تواند كسي را كه فقط به آن نگاه مي كند بكشد. خواهش هاي منفي نيز، اگر تو را اغوا نكنند، نمي توانند آسيبي به تو برسانند." |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سیزدهم آذر 1387ساعت 10:29 توسط رضا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
من غلامرضا هستم متولد 1356.لیسانس مهندسی متالورژی و لیسانس تکنولوژی آموزشی دارم و هم اکنون دانشجوی فوق لیسانس رشته مدیریت آموزشی هستم.
این وبلاگ رو ساختم برای اینکه مطالب جالبی رو که از جاهای مختلف دریافت می کنم در اختیار بقیه هم قرار بدم.امیدوارم که این وبلاگ بتونه برای دوستانم راهگشا باشه.برای همه شما عزیزان آرزوی عشق و برکت الهی دارم. |
| نوشته های پیشین |
|
آذر 1387 شهریور 1387 تیر 1387 اسفند 1386 آبان 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 |
| پیوندها |
|
تکنولوژی آموزشی دل نوشته های من روانشناسی گل سنگ"مريم گلي" |
|
RSS
|